X
تبلیغات
رایتل
جمعه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 05:16 ب.ظ

پوپولیسم (populism  )  در لغت به معنای  پشتیبانی از حزب مردم می باشد و
از دیدگاه جامعه شناسی پوپولیسم به عام گرایی معنا میشود و پوپولیست کسی
است که برای رضایت عام فعالیت میکند، پوپولیست نخبه ستیز است زیرا عوام
را بر نخبگان ترجیح میدهد.

پوپولیسم بیشتر در ادبیات سیاسی به کار میرود اما در فعالیت رسانه ای نیز
معنا و مفهموم می یابد. پوپولیسم مقطعی و گذرا است و پایداری زیادی ندارد
و با موجی می آید و با موجی میرود.فوتبال نیز  در کشور ماپوپولیستی است
یعنی  با نظر و سلیقه  عوام و قاطبه ملت پیش می رود نه بر مبنای اصول
صحیح مدیریتی .
مدیریت در فوتبال کشور ما هیجانی و احساساتی است. البته ریسک پذیر بودن و
میدان دادن به نیروهای جوان و جویای نام باعث پیشرفت و تعالی فوتبال می
شود ولی این عمل در کنار مدیریت صحیح و غیر هیجانی رنگ پیشرفت به خود می
گیرد نه با مدیریت شتابزده و پوپولیستی.
استفاده از مربیان جوان که هنوز عرق بازگری شان خشک نشده یکی از نشانه
پوپولیسم در فوتبال است.  تقوی ، مهابادی ، تارتار ، دائی ، پیروانی ،
استیلی ، فکری ، گل محمدی ، عزیزی  و... بازیکنان غیور و دلاوری بودند که
روحیه شهامت و جنگندگی آنها مثال زدنی بود  ولی ورود زود هنگام آنها به
عرصه مربیگری بعضا از این چهره های محبوب چهره هایی ساخت که  انصافاٌ اجل
از شخصیت آنها بود. نمونه بارز آن علی دایی که می توانست با کسب تجربه
مربیگری در میادین کوچک و بزرگ و بزرگتر وارد عرصه ملی شود ، ناگاه با
خاک کوچه یکی شد و به زعم آقای فردوسی پور دلمان برای او تنگ خواهد شد!
اسطوره ای که با 109 گل ملی آقای گل جهان شد و این  درحالی بود که در روز
های اوجش ، کریم باقری پنالتی زن اول تیم بود ولی  پوشکاش (دومین گلزن
برتر جهان  ) 26 گل از روی نقطه پنالتی به ثمر رسانده است . بماند که با
طحال پاره و سر بانداژ شده در زمین برای آبروی ایران و ایرانی می دوید و
تلاش می کرد. کاری که شاید امروز خیلی از جوانان سالم تیم  ملی انجام
ندهند.
نمونه بارز مدیریت پوپولیستی در سال های اخیر در تیم استقلال مشاهده شد.
ابتدا استفاده از اسطوره ( ناصر حجازی ) . وقتی جواب نداد استفاده از
دانش فنی ( فیروز کریمی ) .بعد مجبور شدند از اسطوره و دانش فنی ( امیر
قلعه نوعی ) استفاده کنند. این نوع عوام نگری به فوتبال و توجه بیش از حد
به سلائق تماشا چیان تیشه به  ریشه  فوتبال می زند. این تفکر در سال های
اخیر بسیاری از ورزشکاران تراز اول تیم ملی و باشگاه ها را رودرروی هم
قرار داده و کار به دادگاه و پاسگاه کشیده شده است و مصادیق فراوان آن بر
هیچ خواننده ای پوشیده نیست.
اما معضل فوتبال ما فقط سطحی نگری و عوام پسندانه مدیریت کردن نیست.
معضلات عدیده ی دیگری بر روح فوتبال ما مستولی شده که به برخی از آنها
اشاره می کنیم.
الف) نا مشخص بودن متولی اصلی فوتبال در مملکت
از دیگر معضلات چشمگیر فوتبال ما مشخص نبودن متولی اصلی فوتبال در مملکت
است. سازمان تربیت بدنی ، سازمان لیگ برتر ، فدراسیون فوتبال ، هیات
فوتبال تهران ، کمیته انضباطی و در راس همه فیفا که بستن مچ بند بازیکنان
ما نیز گیر می دهد خود را متولی فوتبال می دانند.
( در حالی  که ماده 6 کد های اخلاقی آئین نامه انضباطی فیفا به صراحت
عنوان می کند که هرگونه  فعالیت سیاسی ،مذهبی و نژاد پرستانه در دیدار
های رسمی فیفا مشمول تنبیهات انضباطی است ، فیفا نگران بازیکنان پاسپورت
به ظاهر دربند شده ای است که در اروپا مشغول تفریح یا یافتن تیم جدید
هستند!)
البته تولیت ورزش کشور دچار یک پدر خواندگی زیرزمینی شده که به هیچ عنوان
به نفع ورزش کشور مان نیست. استفاده از مربیانی که آخر فامیلی آنها ویچ
دارد  در فوتبال ، والیبال ، بسکتبال ، هندبال ، واتر پلو و... نشان از
یک مافیای بزرگ ورزشی دارد که به هیچ عنوان به صلاح ورزش و فوتبال مملکت
نیست.
ب) جا بجایی بیش از حد بازیکنان
نکته دیگر در عقب ماندگی فوتبال ما  جابجایی‌ بیش از حد بازیکنان به
دلایل عدیده مالی و غیر مالی می باشد.
به طور مثال در لیگ برتر ایران 500 بازیکن فوتبال حضور دارند از میان این
تعداد بازیکن 40 درصد آنها در فصل نقل و انتقالات دچار تغییرات می‌شوند و
این باعث ضربه به تیم‌های لیگ می شود. همیشه تیم‌هایی که کمتر دچار تغییر
و تحول می‌شوند نوسان کمتری در طول فصل خواهند داشت. ذوب آهن اصفهان از
جمله تیم‌هایی بود که توانست  2 عنوان قهرمانی را کسب کند. دلیل این
موفقیت یکدست بودن و عدم تغییرات گسترده در تیم بود.
ج) سوء مدیریت در جذب بازیکن و مربی خارجی
استفاده از مربی و بازیکن خارجی در همه جای دنیا معمول و مورد پسند است.
در صورتی که استفاده از این نیرو ها باعث پشتوانه سازی  و بستر سازی
مناسب برای نسل بعد شود و سعی شود هر سال از تعداد آنها کاسته شود .
از سویی باید بازیکنانی خریداری شوند که به نوعی تاثیر گذار و کلیدی
باشند. امسال در لیگ برتر از 54 بازیکن خارجی استفاده شد که 24 نفر از
آنها کمتر از 800 دقیقه بازی کردند و 6 نفر از آنها اصلا بازی نکردند!
برخی نیز  عقده نیمکت نشینی زمین های خاکی جنوب شهر های برزیل را در تیم
قرمز پوش پایتخت خالی کردند و کلی خوش به حالشان شد.
این  تجارت زیرزمینی و پدر خواندگی در فوتبال یا به عبارت دیگر مافیای
فوتبال ،  رانت خواری را توسعه می دهد  و بودجه بیت المال به جیب دلال ها
و رانت خوار ها سرازیر می کند.
د) بی‌ثباتی مدیریت به دلیل دولتی بودن باشگاه‌ها
مالکیت در فوتبال ایران دولتی و سیاسی است. مدیریت در باشگاه‌ها ثابت
نخواهد بود چون مالکیت در فوتبال ایران دولتی است. مادامی که تیم های
بزرگ از منابع دولتی تغذیه می شوند ، تیم های بازیکن ساز مثل ملوان ، فجر
شهید سپاسی و . . . زیر چرخ های مافیایی تیم هایی نظیر ذوب آهن ، سپاهان
، استقلال و پرسپولیس له می شوند چرا که بودجه های بی حساب و کتاب این
تیم ها مبلغ قرارداد  رحمتی را که یک بازیکن تراز چهار،  پنج آسیا هم
نیست و سال های نوری با عابد زاده ها و حجازی ها فاصله دارد تا حوالی یک
میلیارد تومان  می برند.
ه) شهرستان کشی در فوتبال
هر کشوری دو یا چند تیم معروف دارد که  بیشترین تماشاگر را دارند و
معمولا شیرازه تیم ملی آن کشور ها هم از میان بازیکنان این تیم ها  شکل
می گیرد . اما از آنجایی در کشور ما بعضی جا ها آش یا شور می شود یا بی
نمک ، کار در مورد استقلال و پرسپولیس هم به نوعی لوث شده است.
اکثر نشریات زرد به بررسی وضعیت عمومی و تخصصی و خانوادگی و فرهنگی و
انضباطی و ... این دوم تیم می پردازند و  متاسفانه  ملاک بازی خوب ، بازی
بد ، قضاوت خوب و قضاوت بد ، زمین خوب یا زمین بد همین دو تیم می باشند.
اگر کمیته انضباطی بازیکن ملوان را 10 جلسه محروم کند اشکالی ندارد ولی
اگر بازیکنان سرخابی یک نیمه هم محروم شوند ، کمیته انضباطی بد است .(
هرچند برخی اوقات کار به آنجا هم نمی کشد و کمیته استیناف کار خودش را
بلد است مخصوصاٌ اگر بازی مهمی در پیش باشد.)
پرداختن بیش از حد رسانه ملی به این دو تیم نیز از دیگر معضلات فوتبال می
باشد. استفاده از گزارشگران با گرایش به تیم های آبی و قرمز ، پخش تصاویر
از از آتش روشن کردن هواداران این دو تیم در شب قبل از بازی ، مصاحبه های
مکرر با بازیکنان قبل و بعد از شهر آورد ، پخش اعلام جزیی ترین موارد
تصمیم گیری های هیآت مدیره این دو تیم و بسیاری دیگر در شان رسانه ملی
نیست و رسانه ملی باید اصل بیطرفی را رعایت کند. هر چند تیم های شهرستانی
در سال های اخیر با برنامه ریزی و تلاش سعی کردند دیگر حریف تمرینی برای
این دو تیم پایتخت نباشند ولی باز هم در حق آنها اجحاف می شود.

و) داوری فوتبال
در این که داوری یکی از سخت ترین و پردغدغه ترین مشاغل دنیا می باشد شکی
نیست. داور باید در کمتر از صدم ثانیه تصمیم بگیرد . گاهی اوقات داور
باید همزمان 5 فاکتور کنترل نماید. (در زمان آفساید دارو باید توپ ،
بازیکن ارسال کننده ، بازیکن دریافت کننده ، آخرین نفر حریف و خط فرضی را
کنترل نماید که با وجود داشتن دو چشم این فعل از نظر علمی غیر ممکن است)
داوران کشور ما نیز از سالم ترین و پاک ترین داوران دنیا هستند و از
آنجایی همه آنها علاقه به قضاوت در سطوح بالا دارند ، مسلماٌ آینده
فوتبالی خود را با سوت زدن به نفع یک تیم خاص تباه نمی کنند .
اما نکته اصلی در مورد قضاوت داوران ایرانی عدم اجرای قانون در برخی
موارد خاص می باشد که دیگر از اشتباه داوری فراتر می رود. گاهی اوقات
داور متوجه یک صحنه خطا یا اوت نمی شود. مثل همه داوران دنیا .اما گاهی
اوقات متوجه خطا می شود ولی قانون را ناقص اجرا می کند. به عنوان مثال در
حالتی که بازیکن موقعیت صد در صد گل داشته باشد و روی او خطا شود ، اعلام
پنالتی و اخراج بازکن خاطی محرز است. اما برخی داوران با توجه به جو
ورزشگاه  ( مخصوصا اگر هوابی قرمز یا آبی باشد) پنالتی اعلام می کنند ولی
از کارت زرد استفاده می کنند که دیگر به این اشتباه داوری نمی گویند.
هر چند اشتباهات غیر عمدی داوری در کشور زیاد شده ولی بررسی اشتباهات
داوری با شیوه فردوسی پور هم چندان جالب نیست که می گوید همکاران هم اگر
صحنه آهسته را فریم به فریم پخش کنند من به شما نشان خواهم داد که توپ
کجا از خط بیرون رفت . یا اندازه گرفتن فرضی سر کریم باقری و محاسبه قطر
توپ در اثبات گل بودن یک توپ.
شما در صحنه آهسته قادر به اثبات برخی صحنه ها نیستید و باید آن را هم
برای شما آهسته تر پخش کنند ، چطور از داور انتظار دارید همه صحنه ها  را
در کمتر ازصدم ثانیه  به درستی و به نفع تیم محبوب شما قضاوت کند!
ز) استفاده از فعل است به جای فعل بود !
ما همواره از بهترین تیم آسیا و بهترین تماشاگران دنیا صحبت می کنیم و
جای بسی تعجب است. چرا که ما زمانی بهترین تیم آسیا بودیم و بهترین
تماشاگر دنیا را داشتیم و اصرار در این امر جالب  است.
روزگاری تیم های عربی آرزوی بازی با ملوان و راه آهن را داشتند چه برسد
به استقلال و پیروزی . امروز تیم ملی ما توان برد قاطع هیچ کدام از تیم
های عربی را ندارد و باید با ترس و لرز با انها بازی کنیم.
در مقدماتی بازیهای جام جهانی امارات به همه تیم ها  باخت و از هشت بازی
یک امتیاز گرفت آن هم از تیم ما  ( بماند که جواد خیابانی در شب گزارش آن
را یک تساوی باارزش در خانه حریف نامید!)  فوتبال ایران در آسیا از
قدرتمندترین فوتبال ها بود  اما در سال های اخیر مسائلی به وجود آمد که
باعث شد فوتبال درجا بزند. در مورد باشگاه‌های ایرانی در لیگ قهرمانان
آسیا، با کاغذبازی توانستیم 4 سهمیه به دست آوریم که باعث شد قهرمان لیگ
ایران مقابل تیم ششم قطر شکست بخورد. این شکست در شرایطی بود که اگر تمام
جمعیت قطر را حساب می‌کردیم 10 درصد کل طرفداران تیم‌های استقلال و
پرسپولیس نمی‌شود. درباره تیم ملی نیز همین طور بود و باید گفت که این
مسائل باعث می‌شود فوتبال ایران روند نزولی داشته باشد چون مناسبات
فوتبال ایران حرفه‌ای و بین‌المللی نیست و فقط مناسبات داخلی دارد.

ز) عدم پشتوانه سازی
چندی قبل در تیتر اول نشریه صبح زاهدان خواندم ورزشگاه 15 هزار نفری
زاهدان افتتاح شد. هفته بعد همین نشریه تیتر زد – حالا تیم می خواهیم ! –
به نظر شما استانی که مهد کبدی است و یا بهترین دونده ها را دارد بدون
پشتوانه می تواند وارد لیگ برتر شود. نمونه اش  را در استان کرمانشاه
دیدیم . استانی که مهد کشتی است و با شیرین فراز کرمانشاه آبروی فوتبال
مملکت را هم برد و در بعضی بازیها لقب 6 تایی ها و 5تایی ها  گرفت.
خرید تیم بدون پشتوانه سازی ، یعنی ضربه به فوتبال آن استان یا شهر .
اصلا خرید و فروش یک تیم معنا ندارد. مثل این که شما درس بخوانید و کنکور
قبول شوید ولی صندلی خود در دانشگاه را به پسر پولدار همسایه
بفروشید.فوتبال بدون پشتوانه یعنی تیم ملی ضعیف. فوتبال بدون پشتوانه
یعنی حذف هر چهار تیم از بازیهای آسیایی. فوتبال بدون پشتوانه یعنی  رده
ششم آسیا .

و) تضاد فوتبال دولتی با درآمدزایی
در تمام دنیا فوتبال در چرخه اقتصاد نقشی اساسی دارد.در کشور ما  ورزش به
ویژه فوتبال در انحصار مالکین دولتی است . چون افراد دیگری سرمایه گذاری
می کنند در نهایت در تصمیم‌ها نیز دخالت خواهند کرد و این سودآوری میسر
نخواهد شد.
وقتی فوتبال کشورهای اروپایی مانند اسپانیا، آلمان و ایتالیا را بررسی
می‌کنیم خواهیم دید فوتبال در این کشورها جزء گزینه های سودآوری اقتصادی
است. اما متاسفانه در ایران نه تنها این سودآوری وجود ندارد بلکه هیچ
اجازه‌ای هم داده نمی‌شود که نزدیک این موضوع برویم و روز به روز
هزینه‌ها بالا می‌رود اما درآمد باشگاه ها کاهش می‌یابد و این ناهماهنگی
باعث ضربه به فوتبال خواهد شد. باشگاه‌ها باید برای درآمدزایی آزاد شوند
تا زمانی که ابزار درآمد را در اختیار نگیریم مصیبت درآمد خواهیم داشت.
اگر باشگاه‌ها درآمدزا شدند مقداری از این درآمد را به فدراسیون خواهند
داد. آزاد کردن باشگاه‌ها برای درآمدزایی باعث حرکت چرخ فوتبال در کشور
خواهد شد. در دنیا فوتبال حرفه‌ای به دولت‌ها مالیات می‌دهد که دولت‌ها
هم از این مالیات به ورزش همگانی در جوامع کمک می کنند، اما در ایران
کاملاً برعکس است. پول از ورزش همگانی گرفته می‌شود و به باشگاه‌ها داده
می‌شود و از ورزش همگانی درآمدزایی صورت می‌گیرد. به طور مثال یک استخر
را از پول بیت المال احداث می‌کنند و به بخش خصوصی اجاره‌ می‌دهند و
افراد آن منطقه باید پول را به آن بخش خصوصی بدهند و کاملاً یک سیکل
برعکس در ایران طی می‌شود که نه تنها مانع رشد باشگاه‌ها و فوتبال می‌شود
بلکه رشد ورزش شهروندی را هم می‌گیرد.
 فروش امتیاز بازی ها به تلویزیون نیز یکی از بخش های قابل بحث در اقتصاد
فوتبال است. فوتبال اگر چه یکی از پردرآمدترین رشته های ورزشی است، اما
مخارج هنگفتی را نیز باید صرف نگهداری آن کرد. یکی از پرخرج ترین بخش های
فوتبال ورزشگاه هاست، مکانی که تابلوهای تبلیغاتی به زیباترین شکل در آن
آذین شده است. خرید بازیکنان نیز یکی از پرخرج ترین و به نوعی
پردرآمدترین قسمت های تیمداری و فوتبال است. زمانی که در رشد سالیانه
اقتصاد فرانسه فوتبال
۳ درصد تأثیرگذار است، نمی توان از کنار آن به
راحتی گذشت. باشگاه های بزرگی چون منچستر یونایتد یا رئال مادرید که نام
باشگاه را برخود دارند ، جزو کارخانجات و بنگاه های  درآمدزا محسوب می
شوند. در دنیای امروز نمی توان بدون حمایت شرکت های بزرگ و تبلیغ کالاهای
روز به ورزش به ویژه، به فوتبال ادامه داد.. گردش پول در فوتبال امروز به
گونه ای سیستماتیک شده که دیگر گریزی از آن نیست، فوتبال حرفه ای ما نیز
بدون این نگاه هرگز قادر به ادامه زندگی نخواهد بود.
امروز فوتبال در سایه برنامه ریزی و مدیریت صحیح پیش خواهد رفت. بر همگان
آشکار است که غنای فوتبال ما ریشه در فوتبال محلات ،  زمین های خاکی
اطراف شهر ها و کوچه و پس کوچه ها  دارد. هدف زیر سوال بردن فدراسیون
فوتبال نیست . هدف بزرگنمایی ریشه و اصالت فوتبال ماست که کمی در حق آن
بی انصافی می شود و سعی داریم رشد نه چندان سریع و حلزونی  فوتبال مان را
به چند لیگ نیم بند و نه چندان حرفه ای ربط دهیم . انصاف بدهیم که تعالی
و غنای فوتبال در مدارس فوتبال که عملا مختص خانواده های پولدار می باشد
هم  به دست نمی آید. مدارسی که به گفته هیات فوتبال تهران از 290 مدرسه
فوتبال فقط 10 مدرسه مجوز رسمی دارند و بقیه هیچ گونه مجوز فعالیت
ندارند.
حقیقتا اگر ورزش دیگری به جز فوتبال در این منجلاب فساد خرید و فروش و زد
و بند های آشکار و غیر آشکار مربی و بازیکن و لیدر ، نتایج ضعیف مقدماتی
و جام باشگاه های آسیا ، دعواهای قبلیه و فله ای مربیانی و بازیکنان تیم
ملی داوری های عجیب ، حمایتهای آشکار و نهان  از تیم های آبی و قرمر و
غیره می افتاد ، از اذهان عموم پاک می شد و دیگر هیچ.
اما دلسوزی های بزرگان فوتبال و ریشه دار بودن این ورزش در شهر و روستاها
و محلات آن را  هنوز سرپا نگه داشته است. بهتر مسئولین با درایت و دلسوزی
بیشتر به این قضییه نگاه کنند و راه را برای عرض اندام دلاوران ایرانی در
عرصه های مختلف آسیایی و جهانی بازکنند و اعتبار و آبروی اصلی فوتبال
ایران را به کشور بازگردانند.
به امید آن روز

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo