جمعه 2 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 11:14 ق.ظ

در نزد ما مسلمانان یا به عبارتی  ایرانیان پرستش و تقدس ناموس  و رعیت حجب و حیا از قدمت زیادی برخوردار است و آیات ،  احادیث  و اشعار زیادی در باب حفظ اسرار زندگی ، محفوظ نگه داشتن نکات ریز زنا شویی ، ازدواج زود هنگام و بسیاری مسایل دیگر وجود دارد که همگی حاکی از عظمت ناموس می باشد.

در نزد ما مسلمانان یا به عبارتی  ایرانیان پرستش و تقدس ناموس  و رعیت حجب و حیا از قدمت زیادی برخوردار است و آیات ،  احادیث  و اشعار زیادی در باب حفظ اسرار زندگی ، محفوظ نگه داشتن نکات ریز زنا شویی ، ازدواج زود هنگام و بسیاری مسایل دیگر وجود دارد که همگی حاکی از عظمت ناموس می باشد.

با حیا باش پادشاهی کن

بی حیا باش هرچه خواهی کن

  حفظ ناموس حتی در برابر جان نیز در فرهنگ ما  شاید به نوعی آسانتر ازنوشیدن شربت  شهادت باشد چرا که دفاع از ناموس جزو واجبات می باشد و حتی افرادی که اعتقاد چندانی به دین و مقدسات ندارند در این مورد بی شک هیچ را فدای غیرت نمی کنند.

معنی حیا

‏در تعریف حیا گفته شده است: حیا یعنى شرم، آزرم، گرفتگى نفس از چیزى و ترک آن به خاطر ترس از سرزنش.عفت به معنى پدید آمدن حالتى در نفس است که آدمى را از غلبه شهوت باز مى‏داردانسان از سه چیز حیا مى‏کند: از بشر، خود و خدا. نیروى شرم و حیا، فرد را از آلوده شدن باز مى‏دارد. هر چه حیا بیش‏تر باشد، نیروى بازدارنده قوى‏تر خواهد بود. بین حیا و عفت رابطه مستقیمى وجود دارد. امام على(ع) مى‏فرماید: "على قدر الحیاء تکون العفة؛ عفت و پنى به اندازه شرم و حیاى انسان است". از این روایت استفاده مى‏شود که عفت بدون حیا ممکن نیست.رسول اکرم(ص) حیاء را دو قسم کرده و فرموده اند: "حیاء بر دو قسم است حیاء عاقلانه و حیاء احمقانه. حیاء عقلانى ناشى از علم و حیاء احمقانه ناشى از جهل است.

حیاء مذموم، همان کم رویى است که ناشى از ضعف نفس و نشانة حقارت درونى است. امام علی(ع) یکى از آن موارد را حیا و شرم از فراگیرى علم مى داند و مى فرماید: "هیچ کس حیا نکند از این که اگر چیزى را نمى داند یاد بگیرد. در این صورت حیاء و شرم موجب انحطاط فکرى و عامل رکود و عقب افتادگى انسان مى شود. امام علی(ع) مى فرماید: "ترس همراه زیان و حیاء به نومیدى پیوسته است.

اما حیاء ممدوح با عفت و بزرگوارى نفس آمیخته شده است تا جایى که امام صادق(ع) آن را رأس مکارم اخلاق مى داند.

این حیا عامل بازدارنده از گناه است. امام علی(ع) مى فرماید: "حیاء انسان را از انجام کار زشت باز مى دارد.

قرآن مجید دختر شعیب (ع) را براى داشتن چنین صفتى مى ستاید و مى فرماید: "یکى از آن ها (در برابر موسی) با شرم و حیا قدم بر مى داشت.

حیاء دختر شعیب، همان شرم از مواجهه با نامحرم بوده است. این حیا قطعاً به پاکدامنى کمک خواهد کرد. امام علی(ع) مى فرماید: "عفت به اندازة شرم و حیاى انسان است".

البته باید حد و مرز این حیا را شناخت تا به صورت افراطى در نیاید که زیاده روى در این بخش نیز مذموم است چون در زندگى انسان با اجتماع سر و کار دارد و قطعاً با نامحرم مواجه مى شود. اگر حیا و شرم بیش از اندازه شد چه بسا به ترس از مردم منتهى مى شود و زمینة گوشه گیرى را فراهم مى کند.پس حیا به این نیست که انسان سرش را به زیر بیندازد اگر در بین مردم چنین گفته شده منظور آن است که به نامحرم نگاه آلوده نشود


آثار عفت و حیا در جامعه از نظر اسلام


پیامبر عظیم الشان ما می فرماید : هر دینی خوی خاص خود را دارد و خوی دین ما حیا است.

ویل دورانت می گوید: " به عقیده ویلیام جیمز، حیا امر غریزی نیست، اکتسابی است، زنان دریافتند که دست و دل بازی مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند... زنان بی شرم جز در موارد زودگذر برای ما مردان جذاب نیستند. خودداری از انبساط، و امساک در بذل و بخشش بهترین سلاح برای شکار مردان است، اگر اعضای نهانی انسان را در معرض عام تشریح می کردند توجه ما به آن جلب می شد ولی رغبت و قصد به ندرت تحریک می گردید. مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بدون آنکه بداند حس می کند که این خودداری ظریفانه از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد، حیا و در نتیجه عزیز بودن زن و معشوق واقع شدن او برای مرد پاداشهای خود را پس انداز می کند و در نتیجه نیرو و شجاعت مرد را بالا می برد و او را به اقدامات مهم وا میدارد و قوائی را که در زیر سطح آرام حیات ما ذخیره شده است بیرون می ریزد " (لذات فلسفه، ص 133). حریم نگه داشتن زن میان خود و مرد یکی از وسائل مرموزی بوده است که زن برای حفظ مقام و موقع خود در برابر مرد از آن استفاده کرده است. اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله استفاده کند. اسلام مخصوصا تأکید کرده است که زن هر اندازه متین تر و با وقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده می شود. در مورد مسأله عفت و ارزش عفت در ارتباط مرد و زن تنها اقناع غریزه جنسی مطرح نیست، آن مسأله وحدت، یگانگی و اتحاد روحی بالاتر است. قرآن تعبیری دارد می فرماید: «و من ایاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة؛ و از نشانه های او این که از خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنارشان آرام گیرید، و میانتان دوستی و مهربانی نهاد» (روم / 21). (در رابطه زوجین مودت و رحمت را مطرح می کند). مودت و رحمت غیر از شهوت است. میان شما وداد و مهربانی قرار داد. وداد و مهربانی یعنی یگانگی.

خداوند در سوره احزاب آیه 59 - 60 چنین می فرماید: «یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفورا رحیما * لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینة لنغرینک بهم ثم لا یجاورونک فیها الا قلیلا»: ای پیغمبر به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که جلبابهای ( روسریها ) خویش را به خود نزدیک سازند. این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند نزدیکتر است و خدا آمرزنده و مهربان است* اگر منافقان و بیمار دلان و کسانی که در شهر نگرانی به وجود می آورند، از کارهای خود دست بر ندارند ما ترا علیه ایشان خواهیم برانگیخت. در آنوقت فقط مدت کمی در مجاورت تو خواهند زیست».

در اصل لغت، کلمه جلباب شامل هر جامه وسیع می شده است، ولی غالبا در مورد روسریهائی که از چارقد بزرگتر و از ردا کوچکتر بوده است به کار می رفته است. مقصود از نزدیک ساختن جلباب، پوشیدن با آن می باشد، یعنی وقتی می خواهند از خانه بیرون بروند روسری بزرگ خود را با خود بردارند. البته معنی لغوی نزدیک ساختن چیزی، پوشانیدن با آن نیست بلکه از مورد، چنین استفاده می شود. وقتی که به زن بگویند جامه ات را به خود نزدیک کن مقصود اینست که آن را رها نکن، آنرا جمع و جور کن، آنرا بی اثر و بی خاصیت رها نکن و خود را با آن بپوشان. وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند، افراد فاسد و مزاحم، جرأت نمی کنند متعرض آنها شوند و بدینوسیله شناخته می شوند که زنان نجیب و عفیف می باشند. و بیمار دلان از اینکه به آنها طمع ببندند چشم می پوشند زیرا معلوم می شود اینجا حریم عفاف است، چشم طمع کور، و دست خیانت کوتاه است.

مطلبی که از این آیه استفاده می شود و یک حقیقت جاودانی است اینست که زن مسلمان باید آنچنان در میان مردم رفت و آمد کند که علائم عفاف و وقار و سنگینی و پاکی از آن هویدا باشد و با این صفت شناخته شود، و در اینوقت است که بیمار دلان که دنبال شکار می گردند از آنها مأیوس می گردند و فکر بهره کشی از آنها در مخیله شان خطور نمی کند. می بینیم که جوانان ولگرد همیشه متعرض زنان جلف و سبک و لخت و عریان می گردند. وقتی که به آنها اعتراض می شود که چرا مزاحم می شوی؟ می گویند اگر دلش این چیزها را نخواهد با این وضع بیرون نمی آید. این دستور که در این آیه آمده است مانند دستوری است که در بیست و پنج آیه قبل از این آیه خطاب به زنان رسول خدا وارد شده است: «فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض ، احزاب 32» " یعنی در سخن گفتن رقت زنانه و شهوت آلود که موجب تحریک طمع بیمار دلان می گردد به کار نبرید. در این دستور، وقار و عفاف در کیفیت سخن گفتن را بیان می کند و در آیه مورد بحث، دستور وقار در رفت و آمد را. حرکات و سکنات انسان گاهی زباندار است. گاهی وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنی دار است و به زبان بی زبانی می گوید دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن. گاهی برعکس با بی زبانی می گوید دست تعرض از این حریم کوتاه. خداوند در جای دیگر ابتدا به زنان شخصیت مى دهد و نخستین دستور در زمینه عفت صادر مى کند و مخصوصا به سراغ یک نکته باریک مى رود تا مسائل دیگر در این رابطه خود بخود روشن گردد، مى فرماید: « یاَنِساءَ النَّبىِّ لَستنَّ کأَحَد مِّنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیتنَّ فَلا تخْضعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطمَعَ الَّذِى فى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً* وَ قَرْنَ فى بُیوتِکنَّ وَ لا تَبرَّجْنَ تَبرُّجَ الْجَهِلِیةِ الأُولى وَ أَقِمْنَ الصلَوةَ وَ ءَاتِینَ الزَّکوةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسولَهُ إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِب عَنکمُ الرِّجْس أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطهِّرَکمْ تَطهِیراً؛ اى همسران پیامبر! شما همچون یکى از زنان معمولى نیستید اگر تقوى پیشه کنید، بنابر این به گونه اى هوس انگیز سخن نگوئید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگوئید. و در خانه هاى خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین ( در میان مردم ) ظاهر نشوید، و نماز را بر پا دارید و زکاة را ادا کنید، و خدا و رسولش را اطاعت نمائید، خداوند فقط مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهلبیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد» (احزاب/33). می گوید: به گونه اى هوس انگیز سخن نگوئید که بیماردلان در شما طمع کنند (فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض). بلکه به هنگام سخن گفتن، جدى و خشک و بطور معمولى سخن بگوئید، نه همچون زنان کم شخصیت که سعى دارند با تعبیرات تحریک کننده که گاه توام با ادا و اطوار مخصوصى است که افراد شهوت ران را به فکر گناه مى افکند سخن بگوئید. تعبیر به «الذى فى قلبه مرض» (کسى که در دل او بیمارى است) تعبیر بسیار گویا و رسائى است از این حقیقت که غریزه جنسى در حد تعادل و مشروع عین سلامت است، اما هنگامى که از این حد بگذرد نوعى بیمارى خواهد بود تا آنجا که گاه به سر حد جنون مى رسد که از آن تعبیر به جنون جنسى مى کنند و امروز دانشمندان انواع و اقسامى از این بیمارى روانى را که بر اثر طغیان این غریزه و تن در دادن به انواع آلودگیهاى جنسى و محیطهاى کثیف به وجود مى آید در کتب خود شرح داده اند.
عفاف و حیا باعث استواری اجتماع کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می کند. برعکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده اند و گفته اند: حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. آنچه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای او است حجاب به صورت زندانی کردن زن و محروم ساختن او از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اسلام نه می گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه می گوید حق تحصیل علم و دانش ندارد - بلکه علم و دانش را فریضه مشترک زن و مرد دانسته است - و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم می کند. اسلام هرگز نمی خواهد زن بیکار و بی عار بنشیند و وجودی عاطل و باطل بار آید. پوشانیدن بدن به استثناء وجه و کفین مانع هیچگونه فعالیت فرهنگی یا اجتماعی یا اقتصادی نیست. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذتجوئیهای شهوانی است. آیا اگر مردی در خیابان و بازار و اداره و کارخانه و غیره با قیافه های محرک و مهیج زنان آرایش کرده دائما مواجه باشد بهتر سرگرم کار و فعالیت می شود یا در محیطی که با چنین مناظری روبرو نشود؟ اگر باور ندارید از کسانی که در این محیط کار می کنند بپرسید. هر مؤسسه یا شرکت یا اداره ای که سخت مایل است کارها به خوبی جریان یابد، از این نوع آمیزشها جلوگیری می کند.

حقیقت اینست که این وضع بی حجابی رسوا که در میان ما است و از اروپا و آمریکا هم داریم جلو می افتیم از مختصات جامعه های پلید سرمایه داری غربی است و یکی از نتائج سوءپول پرستی ها و شهوترانیهای سرمایه داران غرب است، بلکه یکی از طرق و وسائلی است که آنها برای تخدیر و بی حس کردن اجتماعات انسانی و در آوردن آنها به صورت مصرف کننده اجباری کالاهای خودشان به کار می برند. چرا باید مسأله محرم و نامحرم مطرح باشد؟ چرا باید زن خودش را از غیر محارم خودش بپوشاند؟ رمز و سر این مطلب چیست و چه فایده ای دارد؟

اولین خاصیتش خاصیت روانی است، یعنی آرامش روانی. نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار، هیجانها و التهابهای جنسی را فزون می بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می آورد. غریزه جنسی، غریزه ای نیرومند، عمیق و " دریا صفت " است، هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش تر می گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند، شعله ورتر می شود روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد.

همانطور که بشر - اعم از مرد و زن - در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمی شود و اشباع نمی گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود. و از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است به نوعی احساس محرومیت. دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماریهای روانی می گردد. چرا در دنیای غرب این همه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی و جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جرائد و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی و حتی خیابانها و کوچه ها انجام می شود. در هر جامعه ای که روابط زن و مرد بر اساس عفاف بود عفاف در همین حدود اسلامی، یعنی زنان در خارج دایره ازدواج، خود آرا و خودنما نبودند و وسیله تهییج مردان را فراهم نکردند و مردان هم در خارج از دایره ازدواج دنبال لذت جویی و کامجویی به وسیله چشم، دست، لامسه و غیر لامسه نبودند قلبها و روحها آرام و سالم است، و در هر جامعه ای که بر عکس این حالت است اولین ناراحتی اجتماعی، ناراحتیهای روانی است. گروهی از فرنگیها گفتند خیر، وقتی زن و مرد از یکدیگر دور باشند ناراحتیهای روانی و عقده های روانی به وجود می آید.

ولی تجربه همین یک قرن گذشته و کمتر از یک قرن گذشته کاملا ثابت کرد که مسأله برعکس است، به هر اندازه که آزادی در مسائل جنسی بیشتر است التهاب در افراد زیادتر و بیشتر است چون غریزه جنسی انسان ( مانند چند غریزه دیگر مثل غریزه جاه طلبی، غریزه علم طلبی و غریزه عبادت ) صرفا ظرفیت جسمانی ندارد، ظرفیت روحی هم دارد. غرائزی که صرفا ظرفیت جسمانی دارند مثل خوردن، دارای یک ظرفیت محدودی هستند. انسان یک مقدار محدود می تواند غذا بخورد، از آن بیشتر نمی تواند، اگر بگویند باز هم می خواهی، برایش مجازات است. ولی مالکیت چطور؟ مالکیت هم مثل خوردن است؟ آیا ظرفیت مالکیت برای انسان یک ظرفیت محدود است، یعنی اگر انسان مالک صدهزار تومان شد دیگر روحش هم از مالکیت سیر می شود؟ نه، وقتی صد هزار تومان را دارا شد می خواهد دویست هزار تومان داشته باشد، وقتی دویست هزار تومان دارا شد تشنه تر است برای پانصد هزار تومان، میلیونر که شد تشنه تر می شود برای میلیاردر شدن، و آنکه از همه مردم دنیا ثروتمندتر است از همه مردم دنیا برای ثروت تشنه تر است. جاه طلبی چطور؟ آن هم همین طور است. غریزه جنسی انسان هم همین طور است.تفاوت آن جامعه که روابط جنسی را محدود می کند به محیط خانوادگی و کادر ازدواج قانونی، با اجتماعی که روابط آزاد در آن اجازه داده می شود اینست که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت، و در اجتماع دوم آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آنها را ملزم می سازد که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آنان پایان می بخشد. سیستم روابط آزاد اولا موجب می شود که پسران تا جائی که ممکن است از ازدواج و تشکیل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامی که نیروهای جوانی و شور و نشاط آنها رو به ضعف و سستی می نهد، اقدام به ازدواج کنند و در این موقع زن را فقط برای فرزند زادن و احیانا برای خدمتکاری و کلفتی بخواهند، و ثانیا پیوند ازدواجهای موجود را سست می کند و سبب می گردد به جای اینکه خانواده بر پایه یک عشق خالص و محبت عمیق استوار باشد و هر یک از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند بر عکس به چشم رقیب و عامل سلب آزادی و محدودیت ببیند و چنانکه اصطلاح شده است یکدیگر را زندانبان بنامند. واضح است که روابط خانواده در چنین سیستمی تا چه اندازه سرد و سست و غیر قابل اطمینان است.
خداوند درآیه اول سوره نور مخصوصا با تعبیر «سوره انزلناها» و بعد هم با کلمه «فرضناها» این مطلب را می فهماند که مسائل مربوط به عفاف مسائلی بسیار جدی است، یعنی درست در جهت عکس آنچه بشر امروز فکر می کند که در جهت سهل کردن و ساده کردن و ناچیز شمردن روابط جنسی حرکت می کند و به غلط اسمش را آزادی می گذارد و به اصطلاح در جهت " آزادی جنسی " گام بر می دارد، قرآن کریم آنچه تحت عنوان حریمهای عفاف مطرح می کند و آنچه تحت عنوان مجازاتهای بی عفتی بیان می کند و آنچه تحت عنوان مجازات لکه دار کردن زنهایی که عفیفه اند و به دروغ متهم ( به بی عفتی ) می شوند بیان می کند و آنچه در باب ترغیب به ازدواج بیان می کند و بالاخره هر چه در باب مسائل مربوط به عفاف گفته است، می خواهد بگوید اینها مسائل بسیار بسیار جدی و فرض است و نمی شود اینها را کوچک شمرد، و یکی از بد بختیهای دنیای امروز تحقیر کردن اصول عفاف و تقوای در امور جنسی است.

حفظ عفاف و ناموس پرستی مختص انسانها نیست و برخی حیوانات نیز در این امر نهایت دقت را دارند . به عنوان مثال تا بحال هیچ انسانی موفق به تماشای جفتگیری کلاغ ها نشده است و اگر کسی ادعا بدانید که صحت ندارد.

متاسفانه در سال های اخیر با گسترش تکنولوژی و تسهیل امور عکسبرداری و پس از آن  فیلمبرداری ، بسیاری از افراد خواست یا خواسته پرده و حجاب مقدس ناموس خود را در معرض دید و نمایش عموم مردم داخل کشور و حتی خارج کشور می گذارند.

در ابتدا فیلم های عروسی هنرمندان و مشاهیر و اخیراً فیلم های مستهجن داخلی بعضاً با هنرمندی برخی هنر پیشگان صدا و سیما !

امروزه در اکثر موبایل های جوانان فیلم های کوتاه از صحنه های تجاوز خواسته و ناخواسته به دختران و زنان ایرانی یافت می شود که مایه تأسف و شرمساری است.

زن شرقی که عفاف و پاکدامنی اش را به هیچ قیمتی نمی فروخت امروز در برابر دوربین هندی کم یا دوربین موبایل یک دوست نما  تمام آبرو و عزت خانواده اش را در چند ثانیه در کل کشور به نمایش  می گذارد و بلوتوث بلوتوث چوب حراج به آن می زند و آهنگ های مسخره موبایل های جدید به تمام  ناموس پرست های ایرانی دهن کجی می کنند.

علاوه بر موارد اختیاری و اردادی  حراج ناموس ، مواردی از ناموس دزدی و هتک حرمت به وسیله  توسل به زور در کشور مشاهده می شود که از صحنه های هتک حرمت فیلمبرداری و بعدا در کمال وقاحت اخاذی می نمایند.

کوتاهی و هرگونه اهمال در برخورد با این گونه جرایم هیچ توجیه قانونی ندارد و مجرم باید در سریعترین زمان ممکن به مجازات عمل خود برسد چرا که  در اصل  تنبیه باید فاصله زمانی منطقی  بین جرم و تنبیه وجود داشته باشد.

حراج ارادی  ناموس

دلایل زیادی وجود دارد که بسیاری از افراد به راحتی در برابر دروبین های کوچک و بزرگ به حراج عفاف می پردازند:

1 – برخی از فیلم های خانوادگی افراد در اثر غفلت خانواده ها و دردسترس بودن توسط افراد فامیل یا دوستان و آشنایان از منزل افراد برداشته و خواسته یا نا خواسته پخش میشود.

2 -  برخی از دختران جوان که از خانه می گریزند به نوعی از فضا و افراد خانه متنفر هستند و با این کار قصد انتقام جویی و بردن آبروی چندین و چند ساله خانواده خویش را  ( که بعضاً  مذهبی نیز
می باشند) ، دارند. بنا براین به طور عمد و آگاه از احتمال پخش و توزیع آن تن به این فیلمبرداری
می دهند.

3 -  در برخی موارد فیلمبرداری به طور مخفیانه انجام می شود و فرد از فیلمبرداری آگاهی ندارد و تماس های به اصطلاح دوستانه اش با فرد یا افراد مورد اعتمادش ! به طور  ناخواسته پخش می شود.

4 -  گاهی اوقات هم فیلمبرداری به قصد تنوع ، تفریح یا شوخی انجام می شود و بعداً از طرق مختلف به بیرون راه پیدا می کند (تعمیر کامپیوتر ) .قابل توجه اینکه حتی اگر فیلم در کامپیوتر حذف شود و از فایل Recycle Bin   یا همان سطل آشغال هم پاک شود باز هم قابل باز یابی است. حتی اگر ویندوز جدید نصب شود ،  مگر اینکه کل درایو های کامپیوتر فرمت شوند .

در مورد رم یا حافظه موبایل هم این ماجرا صدق می کند و فیلمی یا فایل که پاک می شود باز هم قابل بازیابی است مگر اینکه آنقدر به  حافظه فایل اضافه کنیم تا دیگر جایی نباشد و روی فایلهای  قدیمی جایگزین شوند.

هتک ناموس با توسل به زور یا سرقت

 1- در برخی موارد نیز دوستی های خیابانی باعث غفلت دختران می شود و علی رغم تمایل به انجام اعمال منافی عفت ، تمایلی به فیلمبرداری ندارند ولی فیلمبرداری به منظور های مختلف (تفریح ـ تهدید ـ اخاذی – سوء استفاده مجدد و . . . ) صورت می گیرد و فرد قربانی سادگی و  غرور خود و مطامع شیطانی افراد متجاوز می شود..

2 – گاهی اوقات مورد سرقت یا دستبرد سارقان می شود که منجر به اخاذی یا پخش در سطح شهر
می شود.

توصیه به خانواده ها :

سعی کنید فرهنگ استفاده از موبایل  ، کامپیوتر و وسایل فیلمبرداری را با افراد خانواده آموزش دهید و به هیچ عنوان  به افراد خانواده اجازه ندهید که از این وسایل  به عنوان وسیله تفریح و سرگرمی غیر مجاز  استفاده کنند.

حریم روابط خانواده کاملا خصوصی و محرمانه است و سعی نکیند با فیلمبرداری و باز سازی این صحنه های خصوصی به بهانه هایی مثل تنوع و تفریح ، حرمت و آبروی چند ساله خانوداه و خانه را لکه دار کنید و آن را عمومی کنید.

گاهی اوقات یک فیلمبرداری چند ثانیه ای ، ابروی چند ساله خانواده را به نامردانه ترین ، بی رحم ترین و مفتضحانه ترین حالت می برد.

سعی کنید همواره از وسیله  نقیله ای مطمئن سوار شوید و اگر عجله دارید به جای سوار شدن به هر وسیله نقیله ای سعی کنید کمی بیشتر هزینه کنید و از آژانس استفاده کنید .

ای بسا ابلیس آدم روی هست

پس به هر دستی نباید داد دست

در دوستی های خود با افراد دقت کنید . میزان و حریم دوستی با هر فرد محدود است و نباید از آن حریم جلو تر رفت . تعیین این حریم به عهده شماست و حتما از پدر و مادر ، معلمین و افراد معتمد در شناسایی شخصیت افراد کمک بگیرید .

برق نگاه ، لبخند معصومانه ، نگاه عاشقانه ، سادگی لحن  و کلماتی از این دست مربوط به  کتاب های قصه است و هیچ عاملی برای شروع یک روابط معتبر و ماندگار نمی باشد و همواره سعی کنید عاقلانه و منطقی تصمیم بگیرید.

اگر در مراسم عروسی ، جشن نامزدی ، جشن تولد ها فیلمبرداری صورت می گیرد سعی کنید ظاهری پوشیده و مناسب داشته باشید و یا نگذارید افراد با موبایل های شخصی خود از مراسم فیلم و عکس تهیه کنند.

اما آنچه که در حفظ حریم عفت و حیا بیش از پیش موثر و تاثیر گذار است ، توجه به نقش خانواده و رعایت آداب و مسایل عرف در سطح خانواده می باشد.


منابع

 آشنایی با قرآن 6، ص 78-76،

اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، ص 61،

آشنایی با قرآى

www.tahoor.com

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo